تکرار خاطراتم5
به نام خدا ، تنها دوستي كه هميشه مي توني روش حساب كني )
هشت سكانس عاشقانه براي تو ، تو كه بهتريني .
سكانس اول : ( عزيز دلم اين سكانس رو با لهجه ي دلتنگي بخوان .)
عجيب دلم برات تنگ شده !!!
سكانس دوم :
الان تقريبا يك قرن است كه صداي تورو نشنيده ام !!!! من نمي دانم با اين زمان هاي طولاني چه كار كنم ؟ دارم فكر مي كنم كه يك قرن پيش كه صداي تو رو داشتم مي شنيدم چقدر خوشبخت بودم . اما حالا...... من هستم و هزار شاليزار فاصله ....
سكانس سوم ( بايد هر جور شده احساس دلتنگي ام را از بين ببرم وگرنه....)
دارم فكر مي كنم چه قدر خوب است اگر هميشه ـ حتي الان كه دارم از دلتنگي براي تو ديوانه مي شوم ـ جنبه هاي مثبت يك پديده را در نظر بگيرم . تو قشنگ ترين پديده ي زندگي من بودي و هستي و خواهي بود .
(راستي عزيزم كتابها رو خوندي يا همين جوري گذاشتيشون تو كمدت !!؟؟اشكالي نداره اگه نخونديشون ، مي دونم سرت شلوغه ،
سكانس چهارم :
من چقدر خوشبختم كه توي زندگيم فرشته اي مثل تو حضور دارد ... يك دوست واقعي . هر بار كه حرفهايت را مرور مي كنم ، مي بينم ، چه قدر تو خاص هستي ! خاص و دوست داشتني.
سكانس پنجم : ( لطفا اين سكانس را با لهجه ي باران بخوان )
چرا وقتي با تو بد صحبت مي كنم ، با من خوب رفتار مي كني ؟ اين جوري من دچار عذاب وجدان مي شوم . چرا هميشه سعي مي كني من خوشحال باشم ، حتي وقتي كه ناراحتت مي كنم ؟ چرا؟ چرا؟ چرا؟ داره از نگاهم باران مي باره ، براي تو ، براي ....
سكانس ششم : ( مي خواهم يك اعتراف كنم )
مي دانم نيازي به اعتراف نيست . تو خودت از همان ابتداي دنيا به اين حقيقت پي برده اي و اما اعتراف سبز من : فقط وقتي با تو هستم ، من خوشحال هستم . اين را مي گويند : عشق واقعي در يك دهكده ي كوچك جهاني !
(راستي يه چيزي مي خواستم بگم اگه موافقي يك هفته به جاي تلفن ، چت كنيم . يعني مثلا شنبه ي آينده چت كنيم و شنبه ي بعدش تلفن .)
سكانس هفتم : ( وقتي به تو فكر مي كنم ، شعر دست از سرم بر نمي دارد)
من مطمئنم يكي از همين روزهاي خدا ، فاصله ي هزار شاليزاري بين من و تو ، مي شود يك شاليزار . من قدم مي گذارم در هواي سبز و مي ايستم رو به روي لبخند هميشه مهربانت و مي گويم : امروز 300 سال پيش از 1386 است و من و تو ، در يك غروب ساده و باراني، بي دغدغه و .... عاشق هم مي شويم ،زيباي زيبا !!!!!!!!!!
(يه چيزي مي گم ولي تو رو خدا ناراحت نشو : فقط آرزو دارم كه هيچ وقت از اعتمادي كه به تو كردم و دارم پشيمون نشم ، حالا به هر دليلي .... ؛ فقط آرزو دارم همه چيز همون طوري باشه كه به نظر مياد)
سكانس هشتم ( خواهش مي كنم اين سكانس را هيچ وقت فراموش نكن ، متشكرم )
هزار بار دوستت دارم !
( راستي روز و ساعت چت و تلفن رو تو مشخص كن ، فقط يه موقعي باشه كه تنها باشي !!)
ولي اصلا باورم نمي شه كه تو اين مدت كوتاه اين قدر اتفاق هاي جور وا جور رو با تو تجربه كردم ، با اين كه زمان اين قدر زود مي گذره ولي حس مي كنم يه عمر با تو زندگي كردم ...
خوب ، ديگه بايد برم ، خيلي سرت رو درد آوردم . خيلي دوستت دارم ، موفق و سلامت و خوش باشي . فعلا باي . بوس.
باي فعلا، گل هميشه بهارم .
دوستت دارم فرشته خوابهای من..............
از طرف مريم تو ....................
تقدیم به بهترینم..